سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی
متولد سال ١٣٢٧ در شهر اهواز است و درسال ١٣۵٠ ۴ موفق به دریافت لیسانس ریاضی از دانشگاه جندی شاپور(شهید چمران فعلی) اهوازشد. در سال ١٣۵۴ پس از استخدام در صنعت نفت به اتفاق ۶ نفر دیگر از همکاران جدیدالاستخدام که همه در رشته های مختلف علوم (ریاضی، فیزیک و شیمی) فارغ التحصیل شده بودند، به دانشکده نفت آبادان اعزام شدند و یک سال در رشته مهندسی نفت (تبدیل علوم به مهندسی) به تحصیل پرداختند.
در ابتدای فراغت از تحصیل دانشگاه، در سال۱۳۵۰، به عنوان کارشناس ریاضی در بخش ریاضی دانشکده علوم دانشگاه جندی شاپور اهواز استخدام شد. پس از آن در سال ۱۳۵۴، در سمت مهندس بهره برداری در اهواز مشغول به کارشد.
رئیس اداره کل امور اداری، رهبر پروژه در مهندسی نفت، معاون عملیات، معاون مهندسی و ساختمان، معاون اداری و مالی، سرپرست مناطق نفتخیزجنوب ، مجری طرح توسعه هشت میدان نفتی جنوب، مجری طرح توسعه میادین گازی، مجری طرح سامانه اطلاعات بالادستی و مجری طرح توسعه میدان نفتی یادآوران مجموعه مسئولیت های مهندس محمدرضا نادری یکی از همکاران پیشکسوت و بازنشسته شرکت متن در دوران خدمت وی در صنعت نفت به حساب می آید.
گفت و گو با این مدیر با تجربه آن قدر نکات آموختنی و جذاب برای ما در بر داشت که از این که به دلیل محدویت فضای انعکاس در”متن نفت”( نشریه دیواری شرکت مهندسی و توسعه نفت) امکان درج متن کامل آن نبود افسوس خوردیم؛ اما با انتشار متن کامل این گفت و گو روی پایگاه اصلاع رسانی شرکت متن این فرصت را برای همکاران و علاقمندان فراهم آورده ایم تا این مصاحبه را بخوانند.
حالا که چند وقتی است از نفت فاصله گرفتید، ارزیابی شما نسبت به نفت چه هست؟ از بعد تکنولوژی، شرایط کار، مقایسه نیروها و تکنولوژی در گذشته و حال…
- من همواره معتقد بوده و هستم که نفت متاع بسیار با ارزش و میهمانی عزیز و از موهبت های ویژه الهی برای کشور ما است که دیر یا زود از میان ما رخت برخواهد بست. همواره با خود این پرسش را مطرح می کرده ام که آیا ما توانسته ایم از این موهبت الهی استفاده درستی بکنیم.
من برای عناصر این صنعت، اعم از انسان ها و یا اشیاء و ابزارها، قائل به نوعی تقدس بودم. همواره و در طول دوران مسئولیت هایم می خواستم بهترین یا به عبارت بهتر بهینه ترین گزینه را برای اداره آن در هر حوزه مسئولیتی انتخاب کنم. فکر می کنم عملکردم در هر مسئولیتی که بودم گواهی است بر این مدعا.
و اما در پاسخ به پرسش شما باید عرض کنم که صنعت نفت به علت گستردگی و تنوع فعالیت های آن، که من بیشتر در بخش بالادستی آن حضور داشته ام، از جنبه های مختلف می تواند مورد ارزیابی قرار گیرد. اهم این جنبه ها، یکی جنبه اعتباری است. از آن جا که نفت دارای پتانسیل های بالقوه اقتصادی و سیاسی در نظامات جهانی است، طبیعتاً از نظر بین المللی مورد توجه قرار دارد. این امر در گذشته وجود داشته و اینک نیز به نحو بارزتری کماکان مورد توجه هست.
از جنبه مصارف داخلی، به عنوان اصلی ترین منبع اقتصادی و به ویژه ارزی کشور همواره از اعتبار و ویژه گی های خاص خود نزد زمامداران کشور برخوردار می باشد و این بر هیچکس پوشیده نیست که گردش چرخ اقتصاد کشور بدون حضور نفت لنگ است.
از جنبه های علمی و توسعه فن آوری و تکنولوژیکی، طبیعتاً این ماده که هم از جنبه مصارف داخلی و هم درآمدی برای کشور از اهمیت خاصی برخوردار است، نمی تواند از قافله فناوری های نوین دنیا عقب بماند.
صنعت نفت از پیچیدگی های خاصی برخوردار است و هر نوآوری در علوم و فنون روز که بتواند تسهیلاتی را برای اداره امور آن در هر زمینه فراهم آورد، قطعاً مورد توجه کارشناسان صنعت نفت قرار می گیرد.
من تا آنجا که خود در مسئولیت های مختلف تجربه کرده ام، جز در مواردی که به علت تحریم های اعمال شده، امکان دستیابی به بعضی ابزارهای روز دنیا میسر نبوده، آخرین فناوری ها در اداره کارها و عملیات صنعت نفت استفاده شده است. ناگفته نماند که در این راستا خود کارشناسان صنعت نفت نیز با خلاقیت و ابتکارات شخصی خود گره های بسیاری را باز کرده اند که من خود در زمان جنگ تحمیلی و بمباران های بی امان دشمن بارها شاهد و ناظر این ابتکارات و خلاقیت های بی نظیر بوده ام.
به عنوان مثال ساخت نوعی غلاف لوله که در یکی از بمباران های دشمن و آسیب دیده گی یکی از لوله های صادرات نفت در اعماق دریا مورد استفاده قرار گرفت، و یا تهیه طرح های متعدد مهندسی و اجرای ضربتی بازسازی تأسیسات بمباران شده با حداقل امکانات موجود و بعضاً استفاده از خود لوازم و موادِ از آتش بیرون آورده شده جهت برقراری جریان نفت، شواهدی بر تعهد و عشق به انجام وظیفه خطیر و درک صحیح کارشناسان صنعت نفت از حساسیت در مقاطع مختلف زمان باشد که جا دارد در اینجا از همه آنان قدردانی نمایم.
از جنبه وجود متخصص و کارشناس، تا آنجا که خود در سمت های مختلف مستقیماً با متخصصان و کارشناسان مختلف کار کرده و یا در کنار ایشان کسب تجربه نموده ام، کارشناسان و متخصصین نفتی ما همواره از برجسته ترین فرزندان این مرز و بوم بوده اند و به خوبی از عهده عهدی که با صنعت نفت بسته اند برآمده اند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بعد از آن آغازجنگ تحمیلی و خروج کارشناسان خارجی از صنعت نفت، زمینه ای فراهم شد تا هرکدام از کارشناسان داخلی با هر توانائی و تجربه به میدان بیاید و هنر خود را در حوزه تجربه و تخصص به منصه ظهور برساند که به حمدالله به خوبی از عهده آن برآمدیم .
بی شک کارشناسان و متخصصین این صنعت از دیگر کارشناسان مشابه در سایر کشورهای نفتی در سطح جهانی عقب تر که نیستند بلکه یک سر و گردن هم از آنان بالاتر هستند و چنانچه از توجه به ایشان کاسته نشود، کماکان می توان شاهد بروز خلاقیت ها و ابتکارات آنان در جای جای صنعت نفت بود. از جنبه مقایسه یا ارزیابی، فعالیت ها باید عرض کنم که صنعت نفت ما امروز بسیار گسترده تر از گذشته شده است.
مقایسه حجم فعالیت های حال و گذشته آن بسیار دشوار است. در زمانی که من در صنعت نفت آن زمان (شرکت خاص خدمات نفتی موسوم به اُسکو) استخدام شدم، محدوده فعالیت کاری در بخش بالادستی نفت در منطقه ای موسوم به حوزه قرارداد بود که وسعت آن در طول از منطقه دهلران در غرب تا خارگ و در عرض از کناره های شمالی خلیج فارس تا دامنه های زاگرس را شامل می شد. این شرکت تنها شرکت تولیدی در خشکی کشور محسوب می شد که توسط یک گروه از شرکت های خارجی (موسوم به هفت خواهران نفتی) طی قراردادی با شرکت ملی نفت ایران به استخراج و تولید و فرآورش نفت می پرداختند. تولید از دریا نیز منحصر بود به فعالیت چند شرکت خارجی نظیر آجیپ و سیریپ که به استخراج و تولید نفت در حوزه های نفتی کوچکی در خلیج فارس اشتغال داشتند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، و خروج خارجیان، مدیریت مناطق نفتخیز ایجاد و اداره کلیه فعالیت های شرکت سابق اسکو را برعهده گرفت. استخراج و تولید نفت از دریا با تأسیس شرکت نفت فلات قاره تحت پوشش شرکت ملی نفت ایران بر عهده این شرکت قرار داده شد. در حالیکه در اوائل پیروزی انقلاب اسلامی تنها یک سازمان مسئولیت تولید در خشکی (به نام مدیریت مناطق نفتخیز) را عهده دار بود، اما اینک وظایف این مدیریت به شرکت های متعدد تولیدی خشکی که در جنوب، مرکز، غرب و شمال کشور به فعالیت مشغول هستند، سپرده شده است.
قضاوت در درستی یا نادرستی این حرکت با در نظر گرفتن سایر ملاحظات و شرایط اقلیمی و مناطق عملیاتی، کمی سخت به نظر میرسد. چرا که از یک طرف ایجاد شرکت های متعدد، افزایش مناسبی از سطح اشتغالات عوامل محلی را در مناطق تحت پوشش بدنبال داشته که در شرایط کنونی و فقدان کار و اشتغال مناسب در مناطق عملیاتی و غالباً محروم جنوب و غرب کشور، بنوبه خود کار ارزشمند و مثبتی است، لیکن از طرف دیگر، هزینه های تمام شده برای تولید هر بشکه نفت را به میزان قابل توجهی بالا برده است، که فاقد توجیه فنی و اقتصادی میباشد. به اعتقاد من، اگر بنا باشد میزان وابستگی کشور به نفت سیر نزولی داشته باشد، ایجاد شرکت های متعدد نفتی و گسترده شدن بیش از حد آنان، گرچه مرحمی موقت بر زخم فقر و محرومیت مناطق مزبور خواهد بود، لیکن با سیاست قطع وابستگی به نفت در تناقض آشکار بوده و موجب هرچه بیشتر وابستگی و سپس محرومیت های بیشتر از گذشته را در آینده برای مردم مظلوم آن خطه ها بهمراه خواهد داشت که لازم است با اتخاذ تدابیر درست اقلیمی و ایجاد اشتغالات اصولی و زیر بنائی و استفاده از پتانسیل های موجود در هر منطقه، از هم اکنون زمینه این انتقال به شرایط مطلوب برنامه ریزی گردیده و به اجراء گذاشته شود.
از جنبه رعایت استانداردهای بین المللی، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، استانداردهای کاری و اداری رایج در صنایع نفت گذشته، منبعث بود از استانداردها و مقرراتی که خارجیان با توجه به معیارها و استانداردهای بین المللی وضع کرده بودند و به ویژه استاندارد بی پی. این استانداردها و مقررات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دچار تغییر و تحولاتی گردید که با گذشته تفاوت های زیادی پیدا کرده است. البته قوانین و نظامات فنی و مهندسی و عملیاتی کم و بیش همانند گذشته محفوظ مانده و حتی به موازات پیشرفت های علوم و فنون در صنایع مشابه، ارتقاء هم یافته است. لیکن روش های اداری، عملیاتی و اجرائی پروژه ها دچار تغییرات و تحولات بنیادی گردیده است. روش های اداری و استخدامی و رفاهی کارکنان نسبت به گذشته که صرفاً به خود نفت اختصاص داشت با وزارتی شدن صنعت نفت دیگر از حیطه اختیارات محض آن خارج و آمیخته ای شده است از قوانین داخلی خود صنعت نفت با رعایت سایر قوانین و مقررات اداری و استخدامی کشور، که این موضوع خیلی خوش آیند کارکنان صنعت نفت که به کاری متفاوت از سایر وزارت خانه ها اشتغال دارند، نیست. از جنبه اداره امور خدماتی و اجرائی عملیات صنعت نفت هم که در گذشته قبل از انقلاب اسلامی صرفاً توسط خود کارکنان و تکنسین های رسمی شاغل در صنعت نفت انجام می شد، امروز با استفاده از ارکان ثالث و اخیراً هم با واگذاری بعضی قسمت های صنعت نفت به بخش خصوصی، که همراه با تغییرات ساختاری در اداره صنعت نفت همراه بوده، تغییرات اساسی در آن به وقوع پیوسته است. اجرای پروژه ها و بویژه پروژه های بزرگ که در گذشته کلاً و از طریق سازمان های داخلی خود صنعت نفت (واحدهای مهندسی و ساختمان) و در قالب نظام اجرائی موسوم به “ئی پی اند سی” مدیریت و نظارت می شد، امروز در قالب نظام های جدید اجرائی طرح ها و پروژه های صنعت نفت، در اشکال موسوم به “ئی پی سی”، “بی او تی” و یا به روش “بیع متقابل” و با استفاده از رکن چهارم (خدمات مدیریت پروژه) درحال اجرا می باشند.
اینکه گفته شود کدام روش یا زمان بهتر بوده یا ضعف و قوت آنان کدام است، کاری دشوار و بیشتر برمی گردد به شرایط زمانی و اوضاع و احوال اقتصادی کشور و تحولاتی که در هر زمان مشوق یا موثر در انجام هریک از روش های فوق بوده است. به نظر بنده صنعت نفت در طول تاریخ فعالیت های خود، و به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بسیار منعطف عمل کرده و همواره سعی نموده تا خود را با شرایط و الزامات زمان خود، تطبیق داده و به حمدالله سربلند از آن بیرون آمده است. شاید امروز اجرای پروژه ها به روش بیع متقابل مورد انتقاد بعضی شخصیت ها و یا اربابان جراید و مطبوعات قرار گیرد، لیکن شرایط کنونی کشور جز این روش راه حل دیگری را توصیه و تجویزنمی کند و این رویه قویاً مورد تأیید مراجع قانون گذاری کشور می باشد. گرچه بنده شخصاً اعتقاد دارم بررسی گزینه های دیگری که در شرایط کنونی بتواند راه های توسعه با سرمایه گذاری های سنگین خارجی را در صنعت نفت کشور هموار نماید، نباید از نظر دور نگهداشته شود، لیکن هر اقدام جدید نیازمند ارزیابی دقیق اقتضائات کنونی و تلفیق آن با سایر گزینه های موجود و مطلوب جامعه و کشور می باشد.
- کار در صنعت نفت به طور عادی دارای طبیعت سخت و خشنی ، آیا شما در کنار این سختی کار، فعالیت و برنامه جنبی چون مطالعه، ورزش و … داشتید ؟
- زمانی که من مسئولیت عملیات نفت مناطق نفتخیز را داشتم دقیقاً مقارن بود با شدت یافتن جنگ تحمیلی و بمباران های گسترده چه در خود حوزه مناطق نفتخیز و چه در سطح سایر تأسیسات نفتی و پالایشگاه ها و تلمبه خانه های نفت و گاز در کشور که من مجبور بودم برای کمک به آنها نیز امکانات مناطق نفتخیز را بسیج نمایم.
طبیعت کار در بخش بالا دستی نفت گرچه از سختی و صعوبت خاصی برخوردار است اما برای کسانی که در این بخش از صنعت به کار اشتغال دارند دارای جذابیت و لذت خاصی است. گرچه کار در آن به ظاهر سخت و خشن می نماید ولی برای بعضی ها این طبیعت کار دوست داشتنی است و موفقیت در آن برای آنها غرور آفرین است.
در دوران جنگ، با توجه به حوزه مسئولیتم نمیتوانستم در یک جا قرار داشته باشم. حوزه کاری ام آن زمان از دهلران و سرخون در غرب کشور بود تا خارک و بندرعباس در جنوب کشور. البته در مواقعی هم که سایر تأسیسات نفتی کشور مانند پالایشگاه ها و یا تلمبه خانه ها از گزند بمباران ها در امان نمی ماندند، ناچار به حضور و کمک به بازسازی آنها با استفاده از تیم های عملیاتی و بازسازی می شدم. حوادث در آن ایام موجب می شد که من هفته ها نتوانم در خانه و نزد خانواده باشم. در آن شرایط هیچ چیز برای من مهم تر از آنکه چگونه و با چه سرعتی بتوانم بکمک کارکنان شریف صنعت نفت شریان قطع شده نفت و گاز کشور را به جریان اندازم، نبود.
در آن زمان که مسئولیت عملیات تولید نفت و نگهداری از تأسیسات نفتی جنوب را در مناطق نفتخیز عهده دار بودم، تکمیل یک سری پروژه های نفتی (که به علت شرایط خروج پیمانکاران خارجی نیمه تمام مانده بود و یا پروژه هائی که در اثر بمباران ها آسیب دیده بودند) نیز به عهده من گذارده شد. من نیز با کمک کارکنان و تکنسین های جان بر کفی که با عشق و علاقه بی حد و حصر به کارهای مختلف میپرداختند، اداره عملیات نفت را وجهه همت خود ساخته بودم و با تلاشی وصف ناپذیر به امر بازسازی و تکمیل پروژه های نیمه تمام می پرداختم. از نمونه کارهای فوق برنامه در حوزه عملیات، می توانم از تکمیل کارخانجات گاز و گازمایع ۷۰۰ و ۸۰۰، بازسازی و تکمیل ۱۱ ایستگاه تقویت فشار گاز (تغذیه پتروشیمی بندرامام خمینی)، تکمیل و راه اندازی طرح تزریق گاز مارون، تکمیل و راه اندازی طرح تزریق گاز رگ سفید و تکمیل و راه اندازی کارخانجات نمک زدائی نام ببرم. تعدادی از کارکنان شریف صنعت نفت که نقشی اساسی در این حرکت ها داشته و مرا در شرایط بحرانی بازسازی ها و تکمیل و راه اندازی طرح ها و پروژه ها یاری رساندند، در حین اجرای کارهای تعمیراتی و بازسازی ها به فیض شهادت رسیدند که یادشان گرامی و روحشان شاد باد.
این قبیل اشتغالات گسترده و متنوع، دیگر فرصتی برای من باقی نمی گذارد که در آن مقطع جز به کار و تنها به کار به موضوع دیگری بیاندیشم. همه وجودم شده بود کار و کار و البته در این راه از الطاف ویژه و خفیه باریتعالی به وفور بهره مند بودم و در خود احساس خستگی نمی کردم.
پس از آن دوران و از زمانی که به تهران انتقال یافتم، نیز کماکان موضوعات دوران جنگ و آسیب های وارده به مخازن و برهم خوردن توازن تولید از آنها که ناشی از برداشت نامتعادل نفت از میادین نفتی در شرایط خاص جنگ و بمباران ها بود، همواره ذهنم را آزار می داد و در پی آن بودم تا در اولین فرصت، وضعیت تعدادی از میادین نفتی را در یک بازنگری فنی مهندسی مورد ارزیابی قرار دهم که حاصل آن موافقت هیئت مدیره شرکت ملی نفت ایران با ارزیابی ظرفیت های ۸ میادین نفتی بزرگ مناطق نفتخیز بود که از آن “طرح افزایش ظرفیت ۸ میدان نفتی” ایجاد گردید و شرکت مهندسی و توسعه نفت باز تأسیس و با حضور این اولین طرح آغاز به کار نمود.
- اگه از شما بخواهیم یک خاطره کاری برایمان نقل کنید کدام رویداد بیشتر به ذهنتان متبادر می شود؟
-من چه آن زمان که به عنوان یک مهندس ساده در اداره مهندسی بهره برداری مناطق نفتخیز خدمت می کردم و چه زمانی که بعنوان معاون مدیر مناطق نفتخیز جنوب، اداره عملیات نفت را در شرایط سخت جنگ تحمیلی عهده دار بودم، با خود می گفتم که لازمه یک انجام وظیفه درست در هر شرایط و زمان، عبور از سختی ها و چالش با ناملایمات است. من نام “سختی” کار را “تلخی” نمی گذاشتم. آن را مقاومتی میدانستم که با فائق آمدن بر آن گشایش های بعدی را شاهد خواهم بود و این برایم ثابت شده بود. وجود ناملایمات چاشنی کار است و انسان با آن آبدیده می شود. من حتی از حضور در صحنه های بمباران که بارها ناظر بر شهادت بهترین کارکنان در حین انجام وظیفه و یا متلاشی شدن دستگاه ها و ماشین آلات ارزشمند صنعتی بودم، به تلخی یاد نمی کنم. از میان خاطرات زیادی که از دوران جنگ به یاد دارم خاطره تعدادی از بسیجیان عازم جبهه است که از آباده شیراز عازم اهواز بودند همیشه دلم را به درد می آورد و خاطره تلخی را در ذهنم زنده می کند. این بسیجیان صبح زود در مجاورت واحد بهره برداری شماره ۲ مارون توقف کوتاهی داشته و در کنار مشعل سرد واحد مزبور به استراحت پرداخته بودند که در اثر انفجار به شکل فجیعی جان باختند. حوادث دوران جنگ و مجروح و شهادت های پی درپی عزیزان صنعت نفت، که تقریباً و در طول جنگ هفته ای نبود که شاهد آن نباشم، خاطرات تلخی است که یاد آن البته دلم را به درد می آورد.
تلخ ترین خاطره ام، که بیش از هرچیز برمن سخت گذشت، دل بریدن از صنعت نفت بود. حالِ آن روزهای من درست مانند مادری بود که می خواهد برای یک دوره طولانی از فرزندش جدا شود. دریافت حکم بازنشستگی همچون آب سردی بود که یکباره سراسر وجودم را لرزاند و بی اختیار بغض سال ها در گلو نهفته ام را ترکاند. انگار مدتها منتظر فرصتی بودم که می خواستم عقده هایم را بگشایم و از جفاهائی که بر من و زندگی ام رفته بود، شکوه نمایم. آرام و بی صدا بار مسئولیت را زمین نهادم و صنعت نفت را که با خونم اجین شده بود، برای همیشه ترک گفتم.
من با وسواس و حساسیت اوضاع و احوال صنعت نفت را تعقیب می کنم. بر حوادث ناگوار آن افسوس می خورم و بر موفقیت های آن در خود احساس شادی می کنم.
- یکی از مسائل و مشکلات کارکنان صنعت نفت به خصوص اشخاصی چون شما گله های خانواده است، چرا که وقت کمتری داشتند تا در کنار خانواده باشند و در این میان مسئولیت بیشتری روی دوش مادران خانواده همسرشان گذارده شده است .
- این یک واقعیت است که نمی توانم گریزی از آن داشته باشم. البته امروز من خود را از این بابت که کمتر به زندگی و خانواده ام توجه نمودم، ملامت نمی کنم ولی اقرار می کنم که اکثر فشار زندگی و بار سنگین آن را لامحاله بر دوش همسرم گذاردم و خوشبختانه همسرم نیز با درک شرایط و حساسیت های شغلی من، همواره می گفت که تو مسئولیت های سنگینی را قبول کرده ای از ایت رو باید در این شرایط حساس با کار و تلاش خود به همه فرزندان این مرز و بوم خدمت کنی. او اعتقاد داشت که این یک فرصت استثنائی و تاریخی در کشور بوده و قابل تکرار هم نیست. وی حضور و نقش من را در حوزه کاری مؤثر می دانست و مشوق دائمی من در کارهایم بود. همسرم معتقد بود که فرزندان ما هم مثل همه فرزندان کشور باید از وجود من به همان اندازه بهره بگیرند که دیگران از حضور و نقش من استفاده می کنند و نه بیشتر. همسر من خود هم مادر فرزندانمان بود و هم وظائف پدری را در حق آنان انجام می داد. وی حتی در دوران سخت بمباران ها و حوادثی نظیر سیل های سهمگین اهواز که من مجبور بودم به کمک خانواده های آسیب دیده و روستاهای سیل زده بشتابم دنبال من راه می افتاد و پابه پای من به خانواده ها سرکشی و کمک می کرد. او در تمامی دوران بمباران های جنگ تحمیلی اهواز را ترک نکرد و می گفت اگر قرار باشد برای تو اتفاقی بیافتد باید من در کنار تو باشم! این حرکت ایشان هنوز هم زبانزد دوستان و همکاران آن دوران من می باشد.
من یک دختر و دو پسر دارم که همه تحصیلاتشان را تا امروز به مقاطع لیسانس و فوق لیسانس رسانده اند و همه آنها موفقیت خود را مرهون همت و تلاش شبانه روزی مادرشان هستند. هر سه فرزندانمان ازدواج کرده اند. از هریک از آنها یک نوه داریم که دو دختر و یک پسر هستند و هم اکنون بیشترین دلگرمی ما وبه نوعی مونس تنهائی ما همین نوه ها هستند.
- و سخن پایانی…
- لازم می دانم از شما و شرکت مهندسی و توسعه نفت که از من یاد کردید قدردانی نمایم. امیدوارم شرح مختصری که بیان شد منعکس کننده گوشه ای از کار و تلاش، خدمات و زندگی همه کسانی باشد که بر قولشان عمل کردند و نشان دادند که میتوانند صنعت نفت کشورشان را با اعتماد به نفس و در سخت ترین شرایط اداره نمایند.
در این مجال کوتاه از همه مسئولان فعلی صنعت نفت و کشور می خواهم که به کارشناسان نفتی کشور بیش از پیش اعتماد و اعتنا کنند و سرمایه غنی نیروی انسانی آنرا به تناسب کار و تلاش آنها مورد تفقد و تقدیر قرار دهند .
با آرزوی عزت و اقتدار و سربلندی برای کشورم، شما و همه عزیزانم را با این غزل زیبای حافظ، که وصف حال این دوران من است، به خداوند بزرگ می سپارم:
سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح وآه شب کلیدِگنج مقصوداست بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی
جهان پیر رعنا را ترحم در جِبـلّت نیست زمهراو چه میپرسی، دراوهمت چه میبندی
قلم را آن زبان نبود که سّر عشق گوید باز ورای حد تقـریر است شــرح آرزومندی
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور پدر را بازپرس آخرکجا شد مهرفرزندی
همائی چون توعالیقدرحرص استخوان تا کی دریغ آن سایه دولت که بر نا اهل افکندی
دراین بازار اگرسودی است با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
تاريخ انتشار: ۷ آذر ۱۳۹۰ | ساعت: ۰۹:۳۰ | شماره اين مطلب: 8546 |
چاپ





Email address







نظرات کاربران: