اقتصاد مقاومتی: تولید - اشتغال
یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ EN

گفتگو با آقای مظهر رستمی نژاد شاعر و نویسنده

در آنجایی که دستان خدا شاخه های باران خورده را نوازش می دهد، پاییز با تمام واژه های دلتنگی اش جایش را به بهار میدهد. . شاید این پاییز همان بهاری باشد که همه گفتند عاشق شده است! اما من همان شاعری هستم که همیشه عاشق است . .

    لطفاً برای شروع، کمی از خود و تحصیلاتتان برایمان  بگویید ؟

مظهر رستمی نژاد، متولد ۱۳۶۳ شهرستان سلسله از توابع استان لرستان هستم. با پایان سال تحصیلی در مقطع سوم دبیرستان به تهران آمدم.پس از اخذ مدرک دیپلم در سال ۱۳۸۸ به استخدام شرکت مهندسی و توسعه نفت درآمدم، به علت علاقه ای که به ورزش داشتم تحصیلات خود را در رشته کارشناسی بیومکانیک ورزشی به پایان رساندم، در آن زمان به عنوان کارشناس ورزشی در امور ورزش شرکت مهندسی و توسعه نفت همچنین به عنوان اولین مدیر رسانه ای ( خبرگزاری) و کارشناس ورزشی با تیم فوتبال در باشگاه فرهنگی ورزشی صنعت نفت همکاری داشته ام و پس از آن حدود ۴ سال است که به عنوان مسئول خدمات اداری و پشتیبانی طرح توسعه میدان گازی کیش مشغول به کار هستم.

-آیا محلی که دوران کودکی و نوجوانی خود را در آن گذراندید بر روی توانایی ها و شخصیت شما تاثیر گذار بوده است ؟

بله، مسلماً تاثیرات زیادی داشته است،‌ شهر ما شهر کوچکی است ولی در استان به عنوان مرکزی متمدن از نظر علمی، فرهنگی و ورزشی محسوب میشود. ورزشکارها و نخبگان زیادی در زمینه های مختلف در سطح ملی در این شهر پرورش یافته اند و من به شخصه همه ی این موفقیت ها را نشأت گرفته از همبستگی در میان طوایف لر، طبیعت بی نظیر و هوای پاک لرستان می دانم.

–  در چه مواقعی بهتر می نویسید و برای نوشتن از چه چیزی الهام میگیرید؟

هر زمان که حس نوشتن در من ایجاد شود می نویسم.با توجه به این که سفر کردن یکی از علایق خاص من محسوب می شود و دائم در حال کشف جاذبه های طبیعی و حسی هر منطقه هستم، الهام گرفتن از این جاذبه ها بی تاثیر نیست،خصوصاً هنگام پرواز، در اوج با تماشای آسمان و ابرها،‌ بهتر و راحت تر می نویسم. حتی ممکن است با تماشای چیزی یا دیدن  شخص خاصی شعری به ذهنم خطور کند و آن را ثبت نمایم . سعی من این است که همواره از احساساتم بهره لازم را برده باشم. احساسات یک جنبه بسیار مهم از وجود هر انسان است و هر کس به نحوی خاص، آن را بروز می دهد. نازک خیالی های وجود را می توان در قالب نوشته، بر روی کاغذ آورد و آنها را با دوستان، همکاران و اطرافیان به اشتراک گذارد.

-نوشتن را چگونه و از کی آغاز کردید و برای رسیدن به جایگاه کنونی چه مراحلی را طی نموده اید؟

از ۱۲ سالگی حس نوشتن در من به وجود آمد و شروع به نگارش کردم. در ابتدا نوشته هایم مورد تائید اطرافیانم قرار نمی گرفت . از سال ۱۳۸۴ نوشتن را به صورت حرفه ای پی گرفتم و همه ی نوشته هایی که از قبل داشتم را در قالب کتابی به نام آوای خیس باران چاپ نمودم. مجموعه ای در قالب های شعری سپید، غزل، قصیده و … بعد از آن تصمیم گرفتم راه خود را در نوع نگارش انتخاب کنم و حدود ۱۰ سالی است که به سرودن شعر در قالب سپید می پردازم. زیرا اعتقاد دارم خواننده به جای اینکه بعد از خواندن ۲۰ الی ۳۰ بیت به مفهوم و نتیجه برسد، می تواند در قالب شعر سپید کوتاه، پس از خواندن ۳-۴ خط نتیجه گیری کند. تقریباً هر دو سال یک بار کتابی به چاپ می رسانم و در حال حاضر مشغول آماده سازی و چاپ کتاب هشتم خود هستم که به امید خدا قرار است در نمایشگاه کتاب سال آینده از آن رو نمایی شود.

– از تواناییهای دیگر خود بگویید ؟

از ۱۵ سالگی به تشویق برادرم ورزش والیبال را شروع کردم و عضو باشگاههای پرسپولیس،‌ سایپا و عقاب تهران شدم. چند سال در این رشته ورزشی فعالیت داشتم و در اردوهای آمادگی تیم ملی نیز حضور داشتم. ولی متاسفانه به علت مصدومیت نتواستم این ورزش را به صورت حرفه ای ادامه دهم؛ اما در حال حاضر عضو انجمن تربیت بدنی و علوم ورزشی ایران می باشم. همچنین در طول این سالها موفق به کسب مدرک مربیگری در رشته های والیبال، هندبال و آمادگی جسمانی شدم. علاوه بر آن به عنوان خبرنگار در باشگاه خبرنگاران جوان فعالیت دارم.

 – شما خود را شاعر می دانید یا نویسنده ؟

به نظر من سرودن شعر و نویسندگی دو مبحث جدا از هم هستند و من توانسته ام در طول این سالها هم بنویسم و هم شعر بگویم. . . به هر حال نمیتوانم خود را جزء هیچ یک از دو موضوع فرض کنم. هنوز در ابتدای این راه طولانی هستم و فکر می‌کنم اطرافیانم باید در این خصوص نظر بدهند.

– چرا وارد رشته ادبیات نشدید ؟

اتفاقاً از این درس در دوران دبیرستان لذت می بردم ولی شرایط به نحوی شد که این رشته را برای ادامه تحصیل انتخاب نکردم.

– شاعر مورد علاقه شما کیست؟

صرف نظر از شعرای کهن هوشنگ ابتهاج، فاضل نظری، افشین یداللهی، فریدون مشیری ، احمد شاملو و فروغ فرخزاد

– آیا برای سرودن از شاعر خاصی الهام گرفته اید ؟

دوست ندارم نوشته هایم شبیه نگارش شخص دیگری باشد، همواره مایلم بر اساس احساساتی که در طول روز یا لحظه ها در وجودم پدیدار می شود، بنویسم. ممکن است روزها و حتی ماهها چیزی ننویسم ولی حس سرودن هر روز با من است و ممکن است هر لحظه شکوفا شود، حتی ممکن است در طی یک ماه ۸-۷ غزل، ترانه ویا شعر سپید بگویم.

– بهتر نیست بجای سرودن در محیطی پر هیاهو و شلوغ مثل تهران، در طبیعت شعر بگویید ؟

روحیات من به گونه ای است که با همه شرایط موجود، خود را وفق می دهم. مسلماً طبیعت، محیطی آرام و زیبا، تاثیرات به سزایی در روحیه ایجاد می‌کند ولی من فکر می کنم نوشتن زمینه ارثی نیز دارد. اکثر اقوام من دست به قلم، نویسنده یا شاعر هستند و تشویق‌ها، همفکری‌ها و کمک‌های همه جانبه آنها تاثیرات بسیاری در قلم من ایجاد نموده است. اینها عواملی هستند که باعث شده است من در هرجا و مکانی بتوانم رشته ی افکارم را بدست بگیرم و حتی برای سرودن تمرکز نمایم.

– تا کنون چه کتابهایی به چاپ رسانده اید ؟

تا کنون هفت جلد کتاب به چاپ رسانده ام که کتاب خرداد هفتمین کتاب من در قالب شعرسپید است که اردیبهشت ماه امسال در نمایشگاه بین المللی کتاب رو نمایی شد . دو جلد کتاب ورزشی، یکی از آنها در خصوص مربیگری والیبال با عنوان روش مربیگری مینی والیبال است، که درآن مقطع به عنوان محقق برتر در دانشگاه آزاد معرفی شدم.. کتاب بعدی، اولین کتاب ورزشی فوتبال در صنعت نفت است، که تقریبا ۴ سال نگارش آن به طول انجامید. در آن بازه زمانی به عنوان کارشناس و مدیر خبرگزاری با باشگاه نفت همکاری می نمودم که ‌جا دارد از جناب آقای رحیم ایرانیان سرپرست محترم باشگاه نفت، محسن سیدی و ناصر فریاد شیران، مربیان آن زمان تیم به نیکی یاد کنم که بسیار به بنده لطف داشتند و از این کتاب و چاپ آن حمایت و استقبال نمودند.از دیگر آثار منتشر شده من، چهار کتاب در قالب شعر با عناوین آوای خیس باران، عاشقانه های آرام، شب آشوب و دلم بهار میخواهد، می باشد. همچنین در زمینه های ورزشی – پزشکی، مقالات علمی زیادی به ثبت رسانده ام که در سایتهای مرتبط قابل مشاهده هستند.

– مطلع شدیم در زمینه موسیقی نیز فعالیت دارید:

بله- تقریباً سه سال پیش به پیشنهاد یکی از دوستان خوبم ،‌آقای حمید رضا عابدین که از آهنگسازان و تنظیم کننده های خوب کشور هستند، وارد دنیای موسیقی و خوانندگی شدم. اولین کارم نیز در همان سال منتشر شد و آنقدر همه چیز برایم خوش آیند بود و مورد استقبال قرار گرفت که باعث شد تا به امروز هر چند ماه یک بار با همکاری دوستانم در این زمینه یک تک آهنگ ضبط و منتشرکنیم که حاصل این سه سال فعالیت انتشار هشت موزیک می باشد که ترانه یکی از موزیک ها(خواب و بیداری) از سروده های خودم    می باشد و سایر ترانه ها استقبالی بوده از اشعار دوستان شاعرم.  در حرفه موسیقی و خوانندگی هزینه ها بسیار بالاست. اغلب کسانی که از بیرون به آن نیم نگاهی دارند یا به گوش کردن موسیقی بسنده می کنند از جزئیات کار و دشواری های آن هیچ گونه اطلاعی ندارند. موفقیت در موسیقی نیازمند سخت کوشی و از جان و دل مایه گذاشتن است. البته باید از پس هزینه های آن نیز بر آمد.

– آیا در نوشتن مشوق و یا راهنمای خاصی داشته اید؟

بله، خانواده و دوستانم، هر بارکتاب جدیدی می نویسم، متوجه تغییر در سطح محتوایی و تکنیکی آن نسبت به کتابهای قبلی می شوم و پخته تر شدن آن را احساس میکنم. اما لازم می دانم از دایی عزیزم تیمسار اصغر مهران نژاد که در این راه مشوق و راهنمایم بودند، تشکر نمایم.

– طرفدار کدام تیم هستید؟

قطعاً پرسپولیس

– لطفاً یکی از سروده های مورد علاقه تان را برایمان بخوانید؟

حتماً با کمال میل، از کتاب شب آشوب

سکوت حرف ها

زبانم را بی استفاده می کند از،

میان چشمانی که خیره کنان،

مرا به باز خوانی کلامت،

دعوت می کنند. . .

گفتن کلام دوستت دارم،

از نگاهم برایت زیبا نیست‌، می دانم ! . .

اما بگذار نگاهت کنم . . .

زندگی طعم تلخ حقیقت هاست،

در فراسویی از انتظار هایی پوچ،

و آینده هایی در هم پیچیده،

که بودنمان را به کلاغی وصل میکند،

که در پس هر داستانش،

عاقبت به خانه ای نمی رسد . . . !

– به عنوان حرف آخر :

همیشه امید هست، حتی در جایی که هیچ وقت تصورش را هم نمی کنید.  پشتکار رمز اصلی موفقیت است. در اینجا از تیم خانواده موفق روابط عمومی متن و همچنین از آقای مهندس فلاح سرپرست محترم طرح توسعه میدان گازی کیش، که در تمامی سختی ها، همواره بهترین راهنما و پشتوانه ای محکم و مطمئن برایم بودند تشکر و قدر دانی می نمایم.

 

۸ آبان ۱۳۹۶ساعت: ۱۵:۳۳۱۹۱ بازدید