اقتصاد مقاومتی: تولید - اشتغال
یکشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶ EN

گفتگو با سرکار خانم محمد نژاد شاعر و ترانه سرا

( منتظر بودی که برگردی یه روز از خاطرم،  من که آزاری ندارم، . . . من فقط یک شاعرم )

با شور و شوقی مملو از احساس، غربال می نماید هرآنچه که در اطرافش رخ می دهد،‌ تفکرش ترنمی است که بر تارک کاغذ و قلم الوان می شود و حاصلش، ابیاتی است پر تلاطم و سراسر معنا در کالبدی به نام

من فقط یک شاعرم

  •    لطفاً مختصری از بیوگرافی خود بگوئید؟

– سمانه محمدنژاد متولد ۱۳۶۶ تهران،‌ فارغ التحصیل رشته معماری هستم. از کودکی علاقه مند به موسیقی و هنر بودم و این روحیه ی هنری از دلایلی است که می توانم شعر و موسیقی را تلفیق کنم وشاعر و ترانه سرا باشم. همچنین پایه گذار خیریه مهر لبخند نیز هستم.

  •  با توجه با تفاوتها، چگونه بین رشته معماری و شاعری  ارتباط برقرار کردید؟

– از دیدگاه خودم، هر دو موضوع ریشه در هنر دارند. رشته معماری و دکوراسیون از ترکیب خطوط و چیدمان اشیاء و شعر و ادبیات از ترکیب واژه ها و چیدمان کلمات شکل می گیرند و از نظر درونی ذاتی هستند.

  •   ممکن است کمی بیشتر در مورد توانایی هایتان برایمان بگویید؟

– علاوه بر رشته تحصیلی و تخصصی خودم، به سرودن شعر می پردازم. از کودکی به نواختن ساز نیز علاقه داشتم و به راحتی می توانم با موسیقی ارتباط برقرار کنم. اکنون پیانو می نوازم. البته تجربه آکادمیک ندارم و لی حافظه موسیقیایی ام قوی است.

  •  از چه زمانی احساس کردید به ادبیات و شعر علاقه مند هستید؟

– درحدود یازده سالگی شروع به نوشتن نمودم، با اینکه به ادبیات علاقه ای نداشتم ولی حس میکردم نوشتن در ذات من است .ابتدا در نوشته هایم ناپختگی هایی دیده می شد ولی به مرور زمان با مطالعه و استفاده از تجربه دیگران آنها را رفع نمودم و با سعی و تلاش به آرزوهای هنری خود دست یافتم.

  •  با توجه به تواناییهایتان درنوشتن شعر چرا رشته ادبیات فارسی را انتخاب نکردید؟              

– همه تصور میکنند برای سرودن شعر نیاز به تسلط کامل بر ادبیات است، در اصل چنین نیست و بیشتر از تکنیک ادبیاتی استفاده میشود. ترانه سرودن یک امر کاملا ذاتی است و بسیاری از شاعران بزرگ همچون استاد شهریار که دانشجوی پزشکی بودند، با استعداد درونی و احساسی جاودانه شدند. همیشه آرزو داشتم که همه ی کودکان هم سن و سال خودم اتاقهایی زیبا داشته باشند و در فکر این بودم روزی برای آنها مکانی برای زندگی طراحی کنم و آنرا بسازم. به همین دلیل و با توجه به علاقه ام در طراحی، رشته ی معماری را پیش گرفتم.

  •  از چه زمانی فعالیت های خیریه را آغاز نمودید ؟

در دوران مدرسه از کمک به دوستانم لذت می بردم، تا دوران دانشگاه و شروع به کارم که از لحاظ مالی بیشتر به خود متکی شدم، راحت تر می توانستم در این راه تصمیم بگیرم. این مسیر را  تا جایی پیش رفتم که گروه خیریه مهر لبخند ( از دو گروه پزشکی و گروه هنری تشکیل شده )را پایه گذاری کردم. گاهاً در مکانهای مختلف مثل کهریزک فعالیت های اجرای موسیقی و ترانه داریم و هر ۶ ماه یکبار با کمک دوستان و بزرگوارانی همچون ورزشکاران ملی و خوانندگان مشهور که در این مدت به بنده خیلی لطف داشتند، برای کودکان در حال تحصیل، بی بضاعت و بیمار در مناطق محروم کمک رسانی میکنیم.

  •  در زمینه سرودن شعربه چه موفقیت هایی دست پیدا کردید؟

تا به حال سه کتاب به صورت شعر نوشته ام که یکی از آنها به مرحله چاپ رسیده است. همچنین کسب مقام های مختلف در جشنواره های فرهنگی و هنری- جشنواره دیدار (از سوی سازمان حج و اوقاف سال ۹۳) جشنواره شعر عاشقانه ها، جشنواره رضوان، جشنواره مهرجانان و مهم ترین آنها جشنواره شعر پارسی در هندوستان بود که با همکاری سفارت ایران در هندوستان برگزار گردید و در این جشنواره شعر” ساحل خاکستری من ” برگزیده شد و در نهایت بین ۶ نفر برتر انتخاب شدم. اخیراً هم در ۲۷ شهریور ماه ۹۶ ، روز بزرگداشت شهریار ، شعرم در میان بهترین اثرها قرار گرفت و از آن تقدیر شد.

  •    چه زمانی و در چه حس و حالی بهتر می توانید بنویسید؟

زمان بخصوصی را برای نوشتن اختصاص نمی دهم. چون هر چه می نویسم از احساسات و روحیات خودم سرچشمه گرفته است. گاهی از موضوعات اطراف خودم یا حوادث اجتماعی تاثیر میگیرم. مانند حادثه منا در مکه و . . . ولی در کل مواقعی که آرام هستم و یا در حال نواختن پیانو باشم بهتر می نویسم. چون روحیه ای حساس دارم، هر عاملی که احساساتم را برانگیخته کند، نوعی انگیزه برای سرودن در من ایجاد می نماید. خواه ناراحت کننده، خواه اتفاقی خوشحال کننده باشد.

  •  آیا اتفاقی رابه خاطر می آورید که منجر به سرودن شعر خاصی شده باشد ؟

خب اتفاقات مختلفی باعث میشود که در فضای خودش کلماتی به ذهنم می رسد. با تمام احترام به اشعار عرفانی ام، ترجیحاً یکی از واقعی ترین لحظه ی زندگی هر شخص را به تصویر شعر میکشم :

یک روز کمی خسته و ناامید شده بودم و اتفاقات هرچند کوچک بدی، برایم تکرار می شد. در افکار خودم غوطه ور بودم . نشستم تا به گلایه برای خدا بنویسم. اما نهایتا، شعر متفاوتی از آب در آمد:

همیشه زندگی واسم یه ذره فرق می ذاره                            برای اینکه تودنیا، یکی خیلی دوسم داره

نگاهم مثل سابق نیست، تو قلبم درد بیداره                         تحمل میکنم چونکه خدا خیلی دوسم داره

  •   بیشتر به اشعارکدامیک از شعرا علاقه دارید و شعر های شما معمولا در چه قالبی هستند ؟

مولانا، شهریار و از شعرای معاصر علیرضا آذر و عبدالجبار کاکایی.

بیشتر اشعارم در قالب غزل هستند. همچنین دو بیتی و قصیده ، چهارپاره و ترانه های کلاسیک نیز می سرایم.

  •   در مسیر موفقیت شما،‌ چه کسانی و به چه میزان تاثیر گذار بوده اند ؟

در مسیری که تا کنون طی نموده ام، خانواده ام، چه از لحاظ روحی و روانی و چه از لحاظ مالی تا حد امکان مرا یاری کردند و با تشویق و حمایت های بی دریغشان قدم بزرگی در مسیر موفقیت من برداشتند. ضمنا بابت امنیت شغلی که دارم بسیار آسوده خاطر هستم.

  •  از دید شما به عنوان یک شاعر، آیا سرودن شعر اکتسابی است؟

خیر،‌صرفاً آموزش  در این حیطه کافی نیست. سرودن شعر باید در ذات شاعر باشد و بعد از آن میتوان کم کم به سراغ تکنیک ها رفت و در سرودن تجربه کسب نمود.

– آیا محیط اداری، الزامات و محدودیت های آن با روحیه لطیف شما در تضاد نیست؟

هضم این تناقض ها برایم بسیار مشکل است . فضای شغلی که دارم از لحاظ روحی باب میل من نیست ولی بابت امنیت شغلی که دارم بسیار آسوده خاطر هستم.

  • خوشبختی در چیست آیا احساس خوشبختی میکنید؟

به نظر من بالاترین خوشبختی، آرامش وجدان و وجود سایه ی پدر و مادر در زندگی است که تا الان باعث رسیدن به تمام آرزوهایم شده است.

بله ! خوشبختم

عمریست که زندانی شعرم شده ام

ترسم از حبس ابد خوردن نیست

۵ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۱۶:۳۸۱۷۴ بازدید