سال رونق تولید
دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸ EN

مصرف انرژی هر ایرانی ۶٨ درصد بیش از متوسط جهانی است

به گزارش شانا، نتایج مطالعات انجام شده در خصوص بهره وری انرژی و قیمت گذاری آن نشان می دهد روند کنونی قیمت انرژی در ایران، بهره وری انرژی را بیشتر کاهش خواهد داد. در این شرایط اصلاح قیمت انرژی در کشور ضرورتی اجتناب ناپذیر است.2

مقایسه وضعیت انرژی ایران در سال ١٣٩٠ (سال اول برنامه پنجم توسعه اقتصادی – اجتماعی) با ارقام مشابه در سال ١٣٨۴ (سال اول برنامه چهارم توسعه) نشان میدهد که جمع مصرف نهایی انرژی از ٨۴٠,١ به ١٠۶٨.١ میلیون بشکه معادل نفت خام افزایش یافته است.

این افزایش چشمگیر در مصرف نهایی انرژی، تداوم و شتاب در اقدامات بهینه سازی در عرضه و تقاضای انرژی را ضروری می کند. چرا که در طی دوره مورد بررسی صادرات سالانه انرژی کشور تنها ٠,٣ درصد افزایش داشته درحالی که واردات سالانه ٢.۶ درصد افزایش یافته است. ادامه این روند وابستگی انرژی کشور به واردات را افزایش می دهد.


سرانه مصرف انرژی در ایران
در کشورهایی مانند ایران که از ذخایر انرژی قابل توجهی برخوردارند، سرانه مصرف نهایی انرژی در مقایسه با بسیاری مناطق و کشورها و نیز متوسط جهان، به وضوح بیشتر است. این امر از بهره وری پایین در بهره برداری، مصرف بالای انرژی و همچنین استفاده از کالاها و خدمات انرژی بر ناشی می شود.

 

مصرف انرژی 1


با توجه به جدول بالا ملاحظه می شود که سرانه مصرف انرژی در ایران بیش از ۵ برابر کشورهایی مانند هند و پاکستان و کمی کمتر از ٢ برابر چین است. همچنین کشورهایی همچون کره و ژاپن که تولید ناخالص داخلی آنها چندین برابر ایران است مصرف سرانه ای تنها بین ١۶ تا ٢۶ درصد بیشتر از ایران دارند. به طور کلی هر فرد ایرانی ۶٨ درصد بیش از متوسط جهان انرژی مصرف می کند.

شدت مصرف انرژی

عوامل بسیاری در تعیین شدت انرژی یک کشور مؤثر است. شدت انرژی می تواند متأثر از سطح استانداردهای زندگی، عوامل آب و هوایی یا ساختار اقتصادی و صنعتی یک کشور باشد. کشورهایی که دارای سطح بالاتری از استاندارد زندگی هستند مصرف بیشتری داشته و در نتیجه این امر بر شدت انرژی آنها تأثیر میگذارد.

بهینه سازی ساختمانها و تجهیزات، ترکیب سوختهای مورد استفاده در بخش حمل و نقل و حتی مسافت بین مکانهای جغرافیایی، شیوه های حمل و نقل و تکنولوژی به کار رفته در خودروها و وسایل نقلیه، ظرفیت حمل و نقل عمومی، اقدامات صورت گرفته در امر بهینه سازی مصرف انرژی، حوادث طبیعی و قیمت ها یا یارانه های انرژی برخی دیگر از عوامل تأثیرگذار در شدت انرژی است.
با مقایسه این شاخص در سال های مختلف و میان کشورهای مختلف میتوان روند استفاده از منابع انرژی در فرآیند تولید ملی کشورها را ارزیابی کرد.

مصرف انرژی 2

با توجه به جدول بالا ملاحظه می شود که در محاسبه شدت مصرف نهایی انرژی بر مبنای برابری قدرت خرید، ایران از لحاظ مصرف انرژی به منظور تولید کالاها و خدمات وضعیت مطلوبی نداشته و جزء کشورهای با شدت انرژی بسیار بالا محسوب میشود.

بر این اساس شدت مصرف نهایی انرژی در کشور نه تنها در مقایسه با کشورهای نفت خیز بسیار بالاتر است، بلکه از برخی مناطق نظیر آفریقا و خاورمیانه نیز بیشتر است.

در سال ٢٠١٠ ، در سطح جهان به طور متوسط برای تولید یک میلیون دلار ارزش افزوده حدود ١١۵,١۴ تن معادل نفت خام انرژی مصرف شده است، در حالیکه این رقم در ایران بیش از ١.۶ برابر مقدار متوسط جهانی بوده و از تمامی کشورهای نشان داده شده در جدول مزبور شدت انرژی بالاتری دارد.

بهینه سازی مصرف انرژی
روش های بهینه سازی مصرف انرژی به طور معمول به دو دسته قیمتی و غیر قیمتی تقسیم می شوند. اصلاح ساختارها و قوانین، ارتقای فناوری و اصلاح رفتار مصرف کنندگان به عنوان سه راهکار عمده غیرقیمتی و سیاست های مالیاتی (یارانه ای) و آزادسازی قیمت ها به عنوان مهم ترین ابزارهای قیمتی شناخته شده اند.

بسیاری از صاحب نظران عدم اجرای توأم دو روش قیمتی و غیرقیمتی را دلیل عدم موفقیت سیاست های بهینه سازی مصرف انرژی در ایران می دانند.

اگر انرژی را به عنوان کالایی مصرفی درنظر بگیریم؛ الگوی مصرف انرژی خانوارها به تدریج با توجه به قیمتهای نسبی و مولفه های رفاهی شکل می گیرد.

به عبارت دیگر با فرض عقلانیت کامل، فعالان اقتصادی برای ساخت واحد مسکونی یا خرید تجهیزات بادوام مصرف کننده انرژی سطح سرمایه گذاری بهینه را انتخاب می نمایند. بدیهی است که کارایی مصرف انرژی با هزینه سرمایه گذاری ساخت ساختمان یا قیمت اولیه محصولات نسبت عکس دارد، بنابراین در قیمت های نسبی پایین خرید محصولات نسبتاً ناکاراتر عقلایی به نظر می رسد. چنین تحلیلی را می توان در رابطه با انرژی به عنوان عامل تولید و همچنین مصرف سوخت در خودروها نیز ارائه کرد.

همان طور که اشاره شد منطق بهینه سازی مصرف انرژی جانشینی بین نهاده ها است. تولیدکننده نیز به هنگام انتخاب سطح تکنولوژی تولید به قیمت های نسبی و هزینه سرمایه گذاری توجه می کند و انتخاب تکنولوژی ناکارا در سطح قیمتی پایین انرژی موجه به نظر می رسد.

با توجه به زمان بر بودن تغییر تجهیزات و تکنولوژی واضح است که افزایش قیمت های نسبی نمی تواند به سرعت موجب افزایش بهره وری شود درحالی که کاهش نسبی قیمت باعث تداوم روند افزایش بهره وری مصرف انرژی می شود.

البته ابزار قیمت تنها انگیزه کافی برای رشد بهره وری را از طریق جایگزینی بین عوامل تولید فراهم می کند. اگر در این شرایط ساختار اقتصادی و امکانات لازم برای ارتقای کارایی موجود نباشد نمی توان انتظار داشت که الگوی مصرف انرژی اصلاح شود.

لذا ضروری است همراه با اصلاح نظام قیمت گذاری انرژی به توسعه تکنولوژی های کارا، آموزش و رشد مهارت های نیروی انسانی، اصلاح ساختار مدیریت و مالکیت، توسعه زیرساختها، کاهش هزینه های مبادله خدمات، جلوگیری از ورود کالاهای با مصرف انرژی غیر استاندارد و بالا، تولید خودروهای با مصرف انرژی پایین، گسترش حمل و نقل عمومی و از این قبیل پرداخته شود.

نتیجه
با توجه به رشد مصرف انرژی در کشور، توجه به بهینه سازی مصرف انرژی به منظور حفاظت از محیط زیست، تامین امنیت عرضه و صیانت از منابع و ثروتهای ملی به یکی از اولویتهای مهم کشور تبدیل شده است.

در این بین ابزار قیمت تنها انگیزه کافی برای رشد بهره وری را از طریق جایگزینی بین عوامل تولید فراهم می کند. اگر در این شرایط ساختار اقتصادی و امکانات لازم برای ارتقای کارایی موجود نباشد نمی توان انتظار داشت که الگوی مصرف انرژی اصلاح شود.

به طور مثال، تا زمانی که خودرو ما در هر ١٠٠ کیلومتر ١٠ لیتر بنزین مصرف می کند و فرد مجبور است هر روز این مسیر را برای رفت و برگشت به محل کار طی کند، نمی توان از او انتظار داشت که با دو برابر شدن قیمت بنزین نصف مسیر را پیاده برود تا مصرف و هزینه خود را به نصف کاهش دهد!. این خودرو ساز است که باید خودرویی تولید کند که مصرف بنزین آن به ۵ لیتر در هر ١٠٠ کیلومتر کاهش یافته باشد.

در این صورت نه تنها مصرف کننده بنزین راضی به پرداخت بهای دو برابری برای بنزین می شود، بلکه با افزایش استاندارد خودرو تولید شده، بهره وری انرژی و درآمدهای مالیاتی دولت هم افزایش پیدا می کند.

دیدگاه‌ ها

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. گزینه‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲۱ اسفند ۱۳۹۲ساعت: ۰۸:۳۸۴۳۹ بازدید