سال رونق تولید
دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸ EN

رنسانس انرژی آمریکا به خواب می رود

کشف منابع عظیم نفتی در امریکای شمالی، اخیرا در صدر اخبار جهان قرار گرفته است؛ اکتشافی که بنابر ادعای رسانه های امروزی، بهره برداری از آن نه تنها جهان غرب را از نفت خاورمیانه بی نیاز می کند، بلکه با تحقق آن حتی می توان از کشورهای تراز اول تولید کننده این کالای گرانبها، نظیر عربستان و ایران و روسیه نیز پیشی گرفت؛ با این وجود تجارب صنعت نفت برای این رویا تنها یک جواب دارد: برای به حقیقت پیوستن این رویا بایدبهای زیادی پرداخت، شاید بسیار بیشتر از بهای خرید نفت از خاورمیانه.

شروع سناریو

داستان از چاپ مقاله ای در مجله معروف نیویورک تایمز در تاریخ ۵ فوریه (۱۷ بهمن ماه) آغاز شد. این مقاله که با عنوان “رنسانس نفت و گاز امریکای شمالی” به نوشته ی کریستف رول؛ رئیس بخش اقتصادی بریتیش پترولیوم به چاپ رسید، از تولید نفت از ذخایر سنگ رستی در مناطقی همچون بیکن در نورث داکوتا و ایگل فورد در تگزاس خبر می داد.

روول نویسنده ی این مقاله توضیح می دهد که تغییر قابل پیش بینی از این اکتشاف می تواند سبب تغییر رهبری در بازارهای نفت جهان و تأمین کنندگان اصلی نفت شود.

وی می نویسد: با توجه به روند تاریخی، اوپک احتمالا به واسطه ی ثبات قیمت ها و افزایش نیافتن آن تولید خود را قطع کرده و رهبری بازارهای جهانی را از دست می دهد.

وی می افزاید: ایالات متحده و کانادا باید یک تصمیم مهم برای استراتژی های تولید منابع هیدروکربوری خود بگیرند. کشورهایی که منابع غنی تری دارند می توانند راه بازار های آزاد را در پیش گرفته و دسترسی خارجی ها و ایجاد فضای رقابتی را برنامه ی خود سازند یا اینکه درآمدزایی محدود شده را در پیش بگیرند و سود کمتری بخواهند.

به معنای دیگر، نفت امریکای شمالی باید با قیمت بالاتری عرضه شود و راه آن صادرات نفت به سراسر جهان است.

در مقاله ی دیگری به قلم ماریا وندرهوون که در مجله فایننشال تایمز چاپ شده است، با استناد به آمارهای سازمان انرژی جهانی بر تغییر استراتژی جهان غرب در تامین انرژی موردنیاز خود تاکید شده است.

روتیتر این مقاله چنین است: “شرایطی که عدم هماهنگی بین منابع و قانونگذاری را آشکار می کند“.

وندر هوون در مقاله خود توضیح میدهد که عدم قانونگذاری صحیح سبب شده که منابع داخلی امریکا سرخورده شده و این کشور از درآمدهای نفتی محروم شود.

به گفته ی وندرهوون امریکا یا باید نفت خود را صادر کند یا بگذارد این نفت در زمین بماند.

بله این راز جهش افتصادی امریکا است:” برای تحقق رویای نفت، امریکا باید صادر کننده ی آن باشد.

جالب است بدانید که عرضه بیش از حد نفت در اوکلاهاما که طی ماه گذشته به ثبت رسیده است، سبب شد بهای نفت تولیدی از سنگ رستی -که قرار بود مبنای رنسانس نفت و گاز امریکا قرار گیرد-، قیمتی معادل ۵۰ تا ۶۰ دلار در هر بشکه داشته باشد که نسبت به قیمت ۹۶ دلاری هر بشکه نفت تگزاس تفاوت فاحشی را نشان می دهد.  این در حالی است که نفت برنت، -نفت مرجع بازار اروپا-بیش از ۱۱۷ دلار در هر بشکه معامله می شود.

این جریان در هفته های اخیر، صدای مقامات را در ایالت آلبرتا کانادا در آورده است و آنها از عرضه بیش از حد شاکی شده اند.

نفت استخراج شده از ماسه که قرار بود انقلاب نفتی امریکا را رقم بزند بین ۵۰ تا ۶۰ دلار در هر بشکه معامله شد که این به خاطر عدم وجود ظرفیت صادرات این کشور بود که مقامات کشور را برای تائید قانون ایجاد خط لوله Keystone XL برانگیخته است. چرا که این تخفیف در قیمت فروش سبب شده که دولت کانادا به میزان تخمینی ۶میلیارد دلار در حق بهره برداری اش ضرر کند.

مقاله روز ۱۷ فوریه (۲۹بهمن) نیویورک تایمز خط بطلانی بر آرزوهای نفتی امریکا میکشد: به گفته ی کارشناسان، اگر خط لوله کی استون کامل نشود، قیمت های پایین، آینده ی معقول اقتصادی پروژه تولید نفت از سنگ رستی امریکا را زیر سوال می برد؛ طرحی که همین الان هم چندان معقول به نظر نمی رسد؛ چرا که غول تولید نفت از سنگ رستی امریکا، یعنی “سونکور انرژی” در حالی از سود ۱٫۵ میلیاردی در این حوزه خبر می دهد که در مقابل هزینه ی ۱۱٫۶ میلیارد دلاری برای بروز رسانی تجهیزات موردنیاز این شیوه برداشت بسیار ناچیز است.

بدون خط لوله کی استون ایکس ال احتمالا دولت با کابوس شیب رو به پایین قیمت نفت در بازار عرضه بیش از اندازه مواجه خواهد شد که توسعه ی این پروژه را به خودی خود با چالش مواجه می کند و احتمال تعطیلی آن قوی تر می شود.

 

وضعیت قرمز

ازدیاد رو به رشد تولید نفت در کانادا به خاطر نبود ساختار لازم برای صادرات نفت است و در امریکا سیاست عامل بروز این اتفاق است. دولتمردان امریکا طی پیمان مدیریت صادرات سال ۱۹۷۹ صادرات نفت خام به آنسوی آب های امریکا را ممنوع کرده اند، تنها صادرات نفت به کانادا و مکزیک مجاز محسوب می شود. هرچند صادرات محصولات پالایش شده همچون بنزین و گازوئیل تا این حد محدود نیست.

از آنجا که در حال حاضر ایالات متحده بزرگترین وارد کننده ی نفت جهان محسوب می شود، دلیلی ندارد که بدون تامین داخلی نیازهای خود بخواهد به صادرات نفت روی آورد. در سال ۲۰۱۲ این کشور به طور متوسط روزانه ۷٫۷ میلیون بشکه نفت وارد کرده است یا در واقع به گفته اطلاعات آماری سازمان جهانی انرژی ۴۱ درصد از نیاز نفتی این کشور را وارد کرده است. در همین حال، بر اساس اطلاعات سایت تحلیلی  Platts، چین که عنوان دومین وارد کننده بزرگ نفت دنیا را به خود اختصاص داده است، هم اکنون ۵٫۶ میلیون بشکه  نفت در روز وارد می کند.

تولید کنندگان نفت و گاز امریکا در کنار دیگر متحدان خود در دولت تلاش دارند صادرات نفت را پایین نگه دارند و این با سیاست آن ها در تلاش برای توقف صادرات گاز هم سو است.

به گفته کارشناسان دلیل آن نیز چیزی جز ارزانی بیش از حد قیمت نفت در داخل امریکا نیست که سبب شده طرح تحول تولید بی نتیجه بماند.

بدون شک، شکست سنگ برای بدست آوردن گاز و نفت کار بسیار پرهزینه ای است. یک چاه نفت سنگ رستی که احتمالا ۱۰۰ بشکه در روز، در چند سال اولیه، تولید کند بیش از ۱۰ میلیون دلار خرج دارد.

بر اساس آمارهای در دست حداقل قیمت نفت جهان در سال ۲۰۱۲، برای هر بشکه ۸۵ دلار بوده است. به همین دلیل حتی اگر تولید کنندگان نفت سنگ رستی بتوانند ۶۰ دلار در هر بشکه درآمد داشته باشند، باز هم با مشکل مواجه هستند. همینطور درمورد گاز نیز این مساله صدق می کند؛ تولید کنندگان حداقل به ۵ دلار در ازای هر ۱۰۰۰ فوت مکعب نیاز دارند تا بتوانند ادعا کنند کارشان بازده مالی داشته است، این در حالی است که طی سه سال گذشته این ارقام پایین تر از مبلغ فوق بوده است. به گفته ی رکس تیلرسون؛ مدیرعامل اکسون موبیل از ماه جوئن سال گذشته (خرداد-تیر) تولید کنندگان گاز در وضعیت قرمز قرار گرفته اند و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند.

به خاطر کمبود صادرات نفت امریکا، تنها راه برای بالا نگهداشتن قیمت، افزایش قیمت سوخت داخلی است. اما به خاطر کاهش ساختاری مصرف سوخت این کشور در بلند مدت که بیشتر به خاطر انقباض اقتصاد این کشور حاصل شده، این مهم، ممکن نخواهد بود.

 

ذائقه ی پالایشی

در این میان تولیدکنندگان با سوالی مواجه هستند و آن اینکه “اگر قیمت نفت اکنون به عقیده ی سیاستمداران بسیار پایین است، چرا مصرف کنندگان در امریکای شمالی گازوئیل و بنزین را با قیمت پایین دریافت نمی کنند؟” در حال حاضر امریکایی ها افزایش قیمت انواع کالا را به خاطر قیمت بالای سوخت تحمل می کنند؛ در حالی که سیاستمداران دم از قیمت بسیار پایین سوخت می زنند.

دلیل اصلی این شرایط، وجود سیاست بازار آزاد برای صادرات محصولات پالایشی است. در حال حاضر امریکا در تامین سوخت بسیاری از کشورها سهیم است؛ چیزی که به گفته ی رائول “دسترسی خارجی ها به سوخت امریکا و قیمت گذاری رقابتی” نامیده شده است. این سوخت به بالاترین میزان پیشنهادی در بازار آزاد امریکا فروخته می شود و از سال ۲۰۰۵ تا کنون برنده ی این مزایده ها چین و دیگر کشورهای در حال توسعه بوده اند. چیزی که در واقع سبب بازی بی نفع امریکا در بازار تقاضای نفت جهان شده است، یعنی آن کشورها سوخت را به قیمتی که خود پیشنهاد می دهند می خرند و امریکا بازنده است. امریکا نمی تواند در این بازی برنده باشد؛ چرا که هرچه قیمت سوخت پالایش شده خود را بالا برد، قیمت نفت دریافتی اش هم بالا می رود. پایین بودن قیمت نفت امریکا سبب پایین آمدن قیمت سوخت برای مصرف کنندگان داخلی این کشور نمی شود؛ بلکه تنها اسباب پر شدن جیب پالایشگران این کشور را فراهم می کند.

برخلاف وعده ی دولت امریکا مبنی بر اینکه تحول تولید وابستگی این کشور را به تولید کنندگان خلیج فارس کم می کند (آنطور که خاویر بلاس در مقاله ی خود در مجله ی فایننشال تایمز فوریه عنوان می کند) این وابستگی تنها به صورت موقت از خلیج فارس به کشورهای افریقایی با نفت ای پی آی مشابه خلیج فارس از جمله نیجریه و آنگولا تغییر پیدا کرد و به این خاطر که این کشورها درگیری های داخلی بسیاری داشتند و تامین امنیت نفت امریکا را به چالش می کشیدند، حالا دوباره کم کم به سمت همان منطقه خلیج فارس متمایل می شوند.

اگر ایالت متحده و کانادا راه صادرات محصولات پالایش شده را نیز همچون نفت خام ببندند، قیمت سوخت شاید در مدتی کوتاه کاهش یابد؛ اما سرانجام پالایشگاه ها نیز پس از مدتی بدون داشتن درآمد گزاف، سرخورده می شوند و قیمت ها دوباره بالا می رود، حتی بالاتر از مرحله ی قبل. این موضوع همچنین می تواند به مشکلی ژئوپلیتیک و جنگ تجاری در منطقه تبدیل شود که بدون شک گزینه مناسبی برای این کشور نخواهد بود.

 

انتخابی حیاتی

بنابراین، به عقیده ی نویسنده که با عقاید افرادی که نامشان در این گزارش آمد همچون رائول، وندر هوون و کارشناسان مجله تایمز بسیار همخوانی دارد، برای کاربردی شدن طرح تحول تولید نفت امریکا، افزایش شدید قیمت نفت و گاز لازم و ضروری است. چنان که هم اکنون می بینیم این تحول به خاطر قیمت پایین نفت و گاز این کشور و عدم هماهنگی نفت WTI امریکا با برنت دریای شمال به هیچ وجه کاربردی و منطقی به نظر نمی آید.

ضمن اینکه حتی اگر طرح تولید نفت و گاز امریکا عملیاتی شود، به دلیل واردات بی رویه این کشور هم در بخش نفت و هم در بخش گاز (۶ درصد از گاز امریکا از طریق واردات تامین می شود) و البته با توجه به بحثهای مربوط به امنیت ملی و اقتصادی، صادرات این کشور عملا غیر ممکن خواهد بود.

اگرچه افزایش قیمت می تواند افزایش سود ناشی از فروش منابع هیدروکربوری را در پی داشته باشد، اما در همین حال اقتصاد این کشور را به سمت انقباض سوق می دهد و سبب وابستگی انحصاری اقصاد آمریکا به بازار سوخت جهان می شود.

این نقطه ی ثقلی برای نفت امریکا به حساب می آید، چراکه قیمت نفت آنقدر بالاست که نمی توان برای تامین آن همیشه به خارجی ها اکتفا کند، و از طرفی آنقدر پایین است که نمی تواند به سرمایه گذاری برای تولید نفت داخلی بیندیشد.

لازم به ذکر است بر اساس پیش بینی برخی تحلیلگران، تولید نفت از طرف کشورهای خرد به خاطر قیمت پایین آن از سال ۲۰۱۵ رو به کاهش خواهد گذاشت و عرصه برای تولید کنندگان اصلی از جمله ایران و عربستان به تدریج فراخ تر می گردد.

در این میان امریکا راهی جز تغییر منبع انرژی خود ندارد؛ چرا که در حال حاضر بر اساس آمارهای ارائه شده در اکتبر سال ۲۰۱۱ این کشور سالانه بیش از ۱٫۶ هزار میلیارد دلار برای نگهداری از سیستم حمل و نقل خود هزینه کرده است و بر همین اساس، تنها تا ۳۰ سال آینده قادر خواهد بود هزینه های این سیستم را بپردازد. این درحالی است که تغییر منبع انرژی به سمت انرژی های تجدید پذیر برای این کشور ممکن است چندین دهه زمان نیاز داشته باشد.

آنچنان که ذکر شد، طرح تحول تولید نفت امریکا در ایالت داکوتای شمالی تنها شعاری است تا اذهان را از درماندگی این کشور در تعیین مشی آینده ی تامین منابع انرژی اش منحرف کند.

تولید نفت و گاز از صخره های سنگ رستی بسیار هزینه بر و در عین حال بدون بازده اقتصادی است و نیز تغییر نوع انرژی کاری زمان بر و بسیار پیچیده است. ضمن اینکه اقتصاد کشور بی اندازه به فروش محصولات پالایش شده وابسته است. محصولاتی که خود از نفت خلیج فارس تولید می شوند. به عبارتی این کشور گرفتار تاری شده است که خود آن را تنیده است.

دیدگاه‌ ها

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. گزینه‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت: ۰۸:۴۸۲۲۳ بازدید